Home مجله حالت آیا بعد از سکس احساس گناه می‌کنید؟

آیا بعد از سکس احساس گناه می‌کنید؟

99
0
SHARE

آیا شما از کسانی هستید که بعد از سکس احساس گناه می‌کنند؟

این حس گناه از کجا میاد؟ آیا خودتون رو فرد مذهبی می‌دونید و یا اینکه در خانواده مذهبی بزرگ شدید؟

شاید با اینکه خودتان را فردی مذهبی نمی‌دانید و در خانواده هم فشاری در این موضوع نبوده اما همچنان این احساس گناه را بعد از سکس تجربه می‌کنید؟

حس گناه، بیشتر از اینکه یک معیار اخلاقی و مذهبی باشه یک یادگیری و عملکرد مغزی است که تحت تاثیر عوامل ژنتیکی ومحیطی شکل گرفته است. اگرچه رفتار بیشتر تحت تاثیر آموزش مستقیم و اثرپذیری از محیط شکل می‌گیرد یا تغییر می‌کند اما همچنان نمی‌شود انتقال بعضی از خصوصیت‌های رفتاری را از طریق توارث رد کرد.

برای اینکه بهتر شیوه کارکرد این حس را درک کنیم بد نیست به تئوریهای مرتبط با شخصیت از نظر فروید مراجعه کنیم.

فروید برای شخصیت سه ساختار اساسی معرفی کرد: نهاد، من، فرامن

g
فروید شرم پس از رابطه جنسی را موشکافی کرده است

او معتقد بود نهاد مخزن غرایز بشری است و به طور مستقیم در جهت ارضای نیازهای فیزیولوژیکی مثل خوردن، آشامیدن، سکس و غیره فعالیت می‌کند. همچنین باور داشت که نهاد بدون هیچ منطق به دنبال ارضا فوری نیازهاست و ما را بدون توجه به شرایط به سمت آنها سوق می‌دهد. در حقیقت نهاد ساختاری خودخواه، لذت جو، بَدَوی، غیراخلاقی ، سمج و لجوج دارد.

از آنجای که نیازهای «نهاد» با امور فیزیولوژیکی در ارتباط است و عدم ارضای نیازهای آن می‌تواند جان فرد را به خطر اندازد، پس تنش زیادی در فرد ایجاد می‌کند تا خود را به هدف برساند.

شاید این قسمت از ساختار شخصیت انسان را بتوان به نوزادی تشبیه کرد که وقتی گرسنه است با تمام قدرت گریه می‌کند و هیچ توجیهی از اینکه مادر نیست و یا شیر ندارد برایش قابل درک نیست، نوزاد از تمام توانش که همان گریه کردن و دست و پا زدن است برای رسیدن به نیازش استفاده می‌کند و البته نوزاد گرسنه قادر به تهیه غذا برای خودش نیست.

اما بخش دیگر شخصیت یعنی «من» یا «ایگو» قسمت منطقی شخصیت است که هوشمند و دارای ادراک و تشخیص و قضاوت است. به زبان ساده‌تر این بخش از شخصیت راه‌های درست برای رسیدن به نیازها را پیشنهاد می‌کند، در حقیقت ایگو جلوی نیازهای بخش نهاد را نمی‌گیرد اما سعی می‌کند براساس شرایط و واقعیت‌های موجود بعضی از این نیازها را به تعویق بیاندازد یا به جهت درست هدایت کند.

feeling guilty2
عدم ارضای جنسی می‌تواند موجب اختلالات روانی شود

شاید بشود نیروی نهاد را به یک اسب سرکش و وحشی و توانایی‌های ایگو را مثل یک سوارکار وارد در نظر گرفت که با هدایت درست، اسب را به مسیر درست می‌برد.

و نهایتا قسمت سوم از ساختار شخصیت نیروهای «فرامن» یا «سوپر ایگو» است، بخشی که ما به اسم اصول اخلاقی و اعتقادات آموخته‌ایم. یادگیری این جنبه از شخصیت معمولا بین پنج تا شش سالگی شروع می‌شود ، بعضی به آن «وجدان» هم میگویند.

مجموعه قوانین و مقرراتی که والدین برای ما تعیین کردند و رفتارهای که به خاطرشون تنبیه و تشویق شدیم «وجدان» و «خودآرمانی» را در شخصیت ما شکل می‌دهند.

به مرور زمان این کنترل و راهنمایی در ما درونی می‌شود و زمانی می‌رسد که بدون نیاز به تنبیه و تشویق خودمان به صورت ناهشیار بر اساس این دستورات اخلاقی عمل می‌کنیم و اینجاست که انجام هر عملی مخالف با اصول و کدهای ثبت شده ،احساس شرم و گناه در ذهن ما ایجاد می‌کند.

این «سوپرایگو» در جهت کمال و اخلاقیات، جدی، بی‌رحم و گاهی ظالم و غیرمنطقی است، یک جورهایی در نقطه مقابل «نهاد» قرار دارد، و این وسط وظیفه «ایگو» است که تعادل بین نیازهای غریزی و امور اخلاقی را برقرار کند که گاهی این فشارها عامل ایجاد انواع اضطراب‌ها در فرد می‌شوند.

برای تعریف آنچه تا اینجا گفتیم این مثال نمونه ای خوبیست:

فرد از نظر جنسی نیاز شدید به سکس دارد، تمام فکر و توجه فرد را این نیاز مختل کرده و تحت هر شرایطی باید خود را ارضا کند. از نظر «نهاد» روش ارضاء مهم نیست فقط باید این عمل هر چه سریع‌تر صورت بگیرد و اگر کنترل بخش‌های دیگر شخصیت نباشد ممکن است حاصل این نیاز تجاوز به دیگران باشد.

اینجاست که بخش «ایگو» این نیاز را تا پیدا کردن یک سکس پارتنر و یا همسر به تعویق می‌اندازد و همواره این «سوپرایگو» هست که تاکید می‌کند برای سکس باید عقد شرعی و قانونی و یا رابطه رسمی و نه فقط سکس برقرار باشد و یا اینکه در همجنسگرایانی که تعالیم سختگیرانه مذهبی و یا اجتماعی ضد همجنسگرایان به صورت جزوی از اخلاقیات آموزش داده شده نیروی «سوپرایگو» با همان قدرت در برابر نیازهای روانی و جنسی فرد استقامت و این رفتار را نفی می‌کند.

در این حالت اگر شخص به ارضا جنسی با همجنس اقدام کند این نیرو، حس گناه را مثل یک اضطراب شدید در او به وجود می‌آورد تا باعث شود احتمال تکرار این رفتار در آینده کاهش یابد.

اما مگر اخلاقیات و وجدان داشتن خوب نیست؟ پس ایراد کار کجاست؟

حکایت خوب بودن مثل نیاز داشتن به نوشیدن چند لیوان آب در روز است، اگر شما در یک روز ده ها لیتر آب بنوشید طولی نمی‌کشد که سلامتی تون تا حد مرگ به خطر خواهد افتاد.

برخلاف نظر عامه نیاز به سکس مثل دیگر نیازهای فیزیولوژیک همچون خوردن و آشامیدن باید ارضاء شود ، عدم ارضا این نیاز می‌تواند عاملی برای بروز بعضی مشکلات دیگر در روان فرد باشد.

اما راهکار چیست؟ دین بسیاری از مردم در ایران و چندین کشور اطراف آن اسلام است، و برخلاف قوانین اجتماعی در کشورهای غربی و کلیسا که چنیدن سال پیش در مورد عقاید ضد همجنسگرایانه خودش عقب نشینی کردند،

در کشورهای خاورمیانه هنوز به طور اجتماعی و فرهنگی و در قوانین حقوقی، همجنسگرایی خصوصا در مردان عملی ناپسند، تحقیرآمیز و ضد خدا و اسلام قلمداد میشود. این آموزه‌ها به طور مداوم از والدین به کودکان انتقال پیدا میکند و عاملی تاثیرگذار در داشتن حس گناه در همجنسگرایانی است که در خانواده‌ و یا جامعه مذهبی بزرگ شدند ، فارغ از اینکه خودشان چقدر به مذهب اعتقاد دارند.

A gay couple sleeping
راهکار عبور از این شرم از رابطه جنسی کار آسانی نیست

راهکار برای عبور از این تنفر و شرم از خود به دلیل گرایش جنسی و یا احساس گناه بعد از داشتن رابطه جنسی با همجنس ، کار ساده ای نیست، باید اطلاعاتی که بعنوان پیش فرض‌های اخلاقی از کودکی در ذهن فرد نهادینه شده را با اطلاعات علمی و به روز دنیا جایگزین کرد، توجه داشته باشید در این قسمت شاید ما قادر به تغییر محیط ، قوانین ، افکار و قضاوت‌های دیگران و یا اصول مذهبی نباشیم، این قسمت فقط به خود فرد مربوط است، اینکه انتخاب کند براساس اعتقادات و اطلاعات نادرستی که به او تحمیل شده زندگی کند و یا اینکه باورهاش رو براساس یافته‌های علمی به روزرسانی کند.

شاید خیلی خلاصه در جواب یک فرد مذهبی همجنسگرا که احساس گناه می‌کند بتوان گفت که اگر شما معقتد هستی که خدایی هست و همچنین معتقدی که همه مخلوقات آفریده او هستند و همچنین مشاهده می‌کنی که نمی‌توان با وسوسه و اجبار یک فرد دگرجنسگرا را تبدیل به یک همجنسگرا کرد که بتواند از هم آغوشی و بوسه‌های یک همجنس به اوج لذت جنسی و روانی برسد، پس میشود نتیجه گرفت تو با این حس خلق شدی و بعید است خالق ، تو را برای آنچه خود درست کرده مجازات کند.

گفتار و کلام ما جماعت روانشناس صرفا هدایت شما به مسیر دانستن است، این شما هستید که باید مطالعه و جستجو کنید و به باور برسید.

در هر حال این نگرش من به این موضوع هست، شما باید به راه و روش خودتون باورهاتون رو شکل دهید.

رها- روانشناس رادیو رنگین‌کمان

برای شنیدن برنامه‌های رها در رادیو رنگین‌کمان به اینجا بروید

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here