Home ژوپی‌آ گفته‌های یک زن مسلمان از آزار جنسی

گفته‌های یک زن مسلمان از آزار جنسی

8
0
SHARE

به عنوان یک زن مسلمان وظیفه خود میدانم که در مورد آزار جنسی که تجربه کردم صحبت کنم

چند دهه است که در مورد رسوایی جنسی کلیسای کاتولیک صحبت میکنیم ولی اکنون زمان آن رسیده که آزارهای جنسی انجام شده توسط مسلمانان نیز توسط زنان مسلمان افشا شود. این مردان نمیتوانند تا ابد پشت چهره زاهدانه خود مخفی شوند.

از نظر دنیا این مرد کسی است که به زنان اهمیت میدهد. او مدیر یک سازمان خیریه اسلامی است که هدفش بهبود زندگی دیگران است، ولی کسی نمیداند چطور زندگی مرا نابود کرد.

لحظاتی که برای او زودگذر بودند برای من هر یک به اندازه یک ابدیت در زندان گذشت. روزی که او هرزگی جنسی خود را به من تحمیل کرد اولین تجربه جنسی ام بود- او مرا از سفر اکتشافی جنسی ام به عنوان یک فرد بالغ در یک رابطه با توافق طرفین محروم کرد. فقط ۱۳ سال داشتم.

وقتی بچه بودم آرزو داشتم باستانشناس شوم. وقت آزادم به مطالعه خط میخی و دایناسورها صرف میشد وعاشقانه منتظر دیدن فیلم پارک ژوراسیک بودم و در همان اتاق تاریک بود که معصومیتم را ازم گرفت. حالا دیگر دیدن عکس دایناسورها مرا به آن روزهای تیره و تار میبرد. از آن شب نفرین شده تا حالا اوست که هر شب به تخت خوابم میاید و از پشت بغلم میکند و من در وحشت غوطه ور میشوم.

پس از سالها کار در زمینه حفاظت از کودکان، اکنون تکنیکهایش برای آماده کردنم را میفهمم. خم میشدم تا چیزهایی را که عمداً زمین انداخته بود جمع کنم و وقتی بلند میشدم کشاله رانش جلوی صورتم بود. هر بار که به صورتم میخورد و تماس حاصل میشد آنرا عمداً طول میداد.

از داستانهایش در مورد زنانی که در طی خریدهای خانوادگی لمس کرده بود برایم میگفت. از سینه هایی که “تصادفاً” لمس کرده بود و عذرخواهیهایی که میکرد و اینکه چگونه زنها معصومانه عذرخواهیش را قبول میکردند. برادرش میخندید و به این داستانها گوش میداد. مثل یک درخت داشت مرا آماده میکرد تا به وقتش از میوه ام بهره ببرد.

کارهایش به تحصیلاتم ضربه زد. تا صبح با گریه در تخت خوابم غلط میزدم و نهایتاً با سه ساعت خواب به مدرسه میرفتم. مشکلات مدرسه به خانواده سرایت کرد. در مراحل بعدی زندگی ام نیز مشکل بی خوابی رهایم نکرد. هیچوقت با همسرم در تخت خوابمان تنها نبودم، در ذهن من او همیشه با ما بود. الان مطلقه هستم.

وقتی ۱۶ سالم بود دیگر نتوانستم ساکت بمانم، مجبورم کردند به قرآن قسم بخورم که آنچه میگویم حقیقت است. بدنم از ترس جهان آخرت در آتش میسوخت. او هم به قرآن قسم خورد و خواهرش گفت من او را مجبور کرده ام مرا آنگونه لمس کند. همه اش دروغ بود. میدانم که خدا همه چیز را میبیند.

جامعه مسلمانان اینجا کوچک است و بیشتر از آنکه بخواهم مسیرمان به هم میخورد و مجبورم ببینمش. مادرش یک بار سرم فریاد کشید که من منحرف هستم نه پسرش. حتی یک بار در یک مراسم بدون اطلاع خانواده اش مرا فریب و مورد آزار جنسی قرار داد. او هیچ پشیمانی از عملش نشان نمیدهد.

ولی من ایمانم قوی است. تعلیمات اسلام به من آموخته که در روز قیامت تمام ثوابهای او به نام من نوشته میشوند تا جبرانی باشد برای جهنمی که در این دنیا برایم ساخته است. این را میدانم که دستهایش در روز قیامت علیهش شهادت میدهند، حتی اگر زبانش خاموش باشد. اسلام به من آموخته است که رابطه جنسی بین یک زن و شوهر یک اتفاق پربرکت است بین دو انسان بالغ با توافق کامل و عشق. اسلام به من آموخته است که اگر عملی خلاف دیدم بخاطر عدالت باید سخن بگویم.

امام مسجدم به من گفته است که کاری که او با من کرد از قتل بدتر بوده چون وقتی کسی را میکشند او را به سوی خدا میفرستند تا در جهان آخرت با عدالت و صلح زندگی کند. کاری که او با من کرد در همین دنیا شکنجه ام میدهد. وظیفه ماست که در برابر این ظلمها و جنایات سخن بگوییم.  این مردها با این کارهایشان هیچ ارزش و احترامی برای خود باقی نمیگذارند. میگویند بهشت زیر پای مادران است، و اگر تمام مسلمانان خواهر و برادر هستند پس تمام زنان مادرانمان هستند.

واضح بگویم، میدانم که این یک مشکل جهانی است و ارتباطی به دین خاصی ندارد. هر شخصی ممکن است قربانی این ظلم باشد. چند دهه است که در مورد رسوائی جنسی کلیسای کاتولیک صحبت میکنیم ولی اکنون زمان آن رسیده که آزارهای جنسی انجام شده توسط مسلمانان نیز توسط زنان مسلمان افشا شود. این مردان نمیتوانند تا ابد پشت چره زاهدانه خود مخفی شوند.

من تنها نیستم. به هر کسی که این رنج را کشیده میگویم که از رنجش سخن بگوید. از هر ۵ دختر یک دختر قبل از سن ۱۶ سالگی آزار جنسی را تجربه میکند. این یعنی ۲۰ درصد جمعیت زنان. من از تجربه ام به خواهرانم میگویم. ما دیگر احساس شرم نمیکنیم چون نمیخواهیم راز کثیف این مردان را حفظ کنیم. از تمام برادران و خواهران مسلمانم میخواهم که به پا خیزند و علیه این اشخاص سخن بگویند و اعتراض کنند. شما هیچ کار اشتباهی انجام نداده اید. این اتفاقات تلخ روزمره باید جزوی از مکالمات روزمره ما باشند.

بیایید نحوه روایت داستانمان را عوض کنیم. نباید هشتگ #MeeToo (#من_هم) رایج شود چون مشکل از زنان نیست. در عوض باید هشتگ #WhyDidYou (چرا این کار را کردی) رایج شود چون این کاریست که این مردان کرده اند.

منبع: ایندیپندنت

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here